
بازدید امروز : 62
بازدید دیروز : 15
کل بازدید : 368618
کل یادداشتها ها : 1747
![]() |
محمد توکلی
گروه سیاسی: مرحوم مدرس در برابر نظر آنان که اعتقاد به جدایی دین از سیاست داشتند معتقد بود "سیاست ما عین دیانت ماست"، پس از انقلاب هم چنین نگاهی بسیار تبلیغ شد تا نظریهای باشد در برابر نگاههای سکولار. این که کدام یک از این دو نگاه به سود دین و سیاست است موضوع این نوشته نیست و غرض، نگاهی به آن جملهی معروف از زاویهای دیگر است.
وقتی نگاهی به عرصهی سیاست در جامعهی ایرانی میاندازیم شباهت بسیاری بین سیاست ورزی سیاستمداران و دینداری دینمداران میبینیم. در دین داری مان به ظواهر بیش از اصل و اساس دین اهمیت میدهیم و در سیاست ورزیمان هم آنچه اهمیت دارد ظاهر سازی و لفاظی است. هر که بیشتر در ظاهر در تایید اصحاب قدرت لفاظی کند پلههای ترقی را ده تا ده تا بالا خواهد رفت و آنان که که به واقع دلبستهی نظام و انقلاب هستند اما در برابر نارساییها و ضعفها "زبان سرخ" دارند با هزاران محدودیت روبرو میشوند.
در دینداریمان احکام شرعی را بیش از اخلاقیات مراعات میکنیم، مثلا هم زمان که دلواپس دیر شدن وقت نمازمان هستیم به راحتی پشت سر دیگران سخن میگوییم، در سیاست ورزی مان هم دچار همین بلا شدهایم و فقط کافی است فردی مانند خودمان فکر نکند آنگاه خود را مجاز به عبور از هر مرز اخلاقی میدانیم و حتی از اینکه در تربیونهای مقدسی مثل نماز جمعه و ... به افرادی که سالهاست حق دفاع از خود را ندارند تهمت زده شود و توهین گردد ابایی نداریم.
در دینداریمان اسیر خواب و خرافه گشتهایم و منابرمان به جای آنکه جای وعظ و تذکار باشد با بیان خواب و خاطره گرم میشود، در سیاستورزیمان هم در دوره هایی کار به جایی رسید که باید به مسئولان یادآوری میشد که "با رمالی نمیشود کشور را اداره کرد". در دین داری مان هر کس برای خود دکانی باز کرده است و با کمترین سواد دینی برای دین مردم نسخه میپیچد، در سیاست ورزی مان هم به جای آنکه در هر حوزهای کار دست کاردان باشد همه دربارهی همه چیز خود را متخصص میدانند و حتی دو دو تا چهارتاهای اولیهی علم اقتصاد هم در روزگاری توسط مقامات ارشد اجرایی که ادعای "کارشناس ارشد" بودن در همهی حوزهها را داشتند به بازی گرفته میشد.
در دینداریمان تریبونهای اصلی و رسمی در دست یک تفکر خاص است و دیگران اجازهی استفاده از فضای رسمی را ندارند، در سیاستورزی مان هم اوضاع این چنین است و تریبونها یک طرفه است و در اختیار اقلیتی پر سر و صدا. در دین داری مان مجال گفتگو داده نمیشود و آنان که به نظرات نویی در این عرصه میرسند یا باید سکوت کنند یا رانده میشوند، در سیاستورزی مان هم فقط کافی است نظر فردی اندکی با سیاستهای جریان رسمی متفاوت باشد و بخواهد آن نظر را صریح بگوید آنگاه دچار محدودیتهای متنوعی از حبس و حصر گرفته تا بایکوت رسانهای میشود. خلاصه اش اینکه ما در همان چیزهایی که در دین داری مان لنگ میزنیم در سیاست ورزی مان هم میلنگیم و از این زاویه میشود گفت سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ما!