سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
سلام دوستان عزیزم به وبلاگ جبهه بیداری اسلامی خوش آمدید
نوشته شده در تاریخ 95/10/30 ساعت 1:56 ع توسط سیدمهدی ملک الهدی


بیانیه شورای همکاری خلیج‌فارس علیه ایران

روزهای گذشته خبر دعوت کتبی وزیر حج و عمره عربستان از ایران برای انجام هماهنگی‌های مربوط به مراسم حج و حضور زائران ایرانی در این فریضه الهی تأیید شد و موجب برخی تحلیل‌ها در فضای سیاسی کشور شد. برخی در این میان این اقدام عربستان را نوعی عقب‌نشینی و چراغ سبز به ایران برای بهبود روابط تحلیل کردند.

اما از سوی دیگر وزیر خارجه عربستان در این هفته در سخنانی به تکرار مواضع ضد ایرانی خود پرداخت و گفت: از نظر ما سیاست‌های دولت ترامپ هماهنگ و روشن هستند. می‌خواهد نقش آمریکا را در جهان احیا کند، ما از این رویکرد استقبال می‌کنیم. می‌خواهد داعش را شکست دهد، کاملاً، می‌خواهد ایران را مهار کند...».

وی همچنین در ادامه ایران را به برهم زدن ثبات در منطقه متهم کرد و مدعی شد: «روابط ما با ایران تیره است و این هم نتیجه سیاست‌های خصمانه و تهاجمی ایران است».

این اظهارات نشان داد که آل‌سعود همچنان بر موضع دشمنی و ستیزه‌جویی خود با جمهوری اسلامی ایران اصرار دارد و صرف یک دعوت کتبی را نمی‌توان به عنوان یک نشانه خاص از یک تحول در روابط دو کشور تلقی کرد.   

دو هدف خاص عربستان از دعوت ایران برای مراسم حج

در این راستا حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی، در گفت‌وگو با ایکنا در تحلیل این دو گونه رفتار عربستان با ایران گفت: اقدام عربستان در دعوت از ایران برای حضور در مراسم حج به واسطه اهداف خاصی است. یکی از این اهداف جلوگیری از ضررهایی است که به واسطه نرفتن زائران ایرانی به حج در سال گذشته به اقتصاد عربستان وارد شد و هدف دیگر اینکه عربستان با این دعوت می‌خواهد موقعیت خود را در جهان اسلام و عرصه بین‌المللی بازسازی کند.

وی افزود: طبیعتا دعوت از ایران برای رفتن به حج و پذیرش این دعوت از سوی ایران به معنای کنار گذاشتن جنایت سعودی‌ها در فاجعه منا و به فراموشی سپردن این خیانت‌ و ضعف مدیریت عربستانی‌ها در اداره حرمین شریفین است.

ترقی اظهار کرد: لذا طبیعی است سعودی‌ها برای اینکه این موضوع را در افکار عمومی به عنوان نقطه ضعف خود خارج کنند دست به این اقدام زده و از ایران برای حضور مجدد در حج دعوت کردند. اما همانطور که از مواضع وزیر خارجه ناپخته و جوان عربستان کاملا هویداست عربستان همچنان بر دشمنی و خصومت با جمهوری اسلامی ادامه می‌دهد و تلاش می‌کند با جلب نظر رئیس‌جمهور جدید آمریکا موقعیت خودش را تقویت کند و بتواند سیاست‌های پنهان امریکا را در منطقه همچنان دنبال کند.

ضرورت تأکید مسئولان بر خطوط قرمز در مذاکرات حج با عربستان

این کارشناس مسائل سیاسی عنوان کرد: براین اساس به نظر نمی‌رسد این دو اقدام با یکدیگر ارتباط خاصی داشته باشد بلکه حتی می‌توان گفت دعوت عربستان از ایران برای مراسم حج با هدف تقویت موقعیت عربستان و تضعیف جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان است و لازم است مسئولان با هوشیاری با این گونه اقدامات عربستان برخورد کنند و اجازه ندهند با پذیرش حضور حجاج در مراسم حج، بی‌لیاقتی و عدم صلاحیت آل‌سعود در مدیریت حرمین شریفین فراموش گشته و جبران شود.

عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی ادامه داد: لازم است در مذاکرات حج بااقتدار بر روی خطوط قرمز خود که پذیرش تخلفات صورت گرفته از سوی سعودی‌ها در فاجعه منا و پرداخت دیه شهدای مناست پافشاری کنیم و در صورتی که مقامات عربستانی، اقدامات لازم را انجام دادند، عذرخواهی کردند و جبران مافات نمودند پس از آن می‌توان درباره رفتن مردم به مراسم حج تصمیم گرفت. 

وی افزود: در شرایط کنونی به نظر می‌رسد عربستان در آستانه یک تحول و دگرگونی بزرگی است که در روزهای آینده مردم متوجه آن خواهند شد.

آینده روابط عربستان با ایران در دوره ترامپ

 
ترقی درباره رویکرد عربستان به ایران در دوره ریاست جمهوری ترامپ با توجه به رویکرد ضد ایرانی وی گفت: در دوره ترامپ، عربستان به ادامه خصومت و ستیزه‌جویی بیشتر با ایران و دامن زدن به فضای ایران‌هراسی امیدوارتر می‌شود.

این کارشناس مسائل سیاسی یادآور شد: استراتژی عربستان این است که با پول بتواند به منافع سیاسی خود در منطقه دست پیدا کند و دونالد ترامپ هم برای حل مشکلات آمریکا به پول عربستان نیاز دارد. لذا این دو بر سر فشار به ایران و ادامه رویکرد خصمانه خود اشتراک نظر و همسویی منافع دارند.



  



نوشته شده در تاریخ 95/10/30 ساعت 1:52 ع توسط سیدمهدی ملک الهدی


http://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2014/09/masaf-ghaze240.jpg

«امروز آمریکا و غرب در قضیه‌ فلسطین و در بسیاری از قضایای دیگر صریحاً دارند دروغ می‌گویند؛ صریحاً دروغ می‌گویند. فاجعه‌ عظیمی مثل فاجعه‌ غزه را در جنگ 22 روزه وارونه وانمود می‌کنند. باید به این توجه کنیم. این را می‌خواهم یادآوری کنم. امروز غزه و فلسطین عرصه‌ رسوائی غرب است».

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، بیست و نهم دی ماه مصادف است با سالروز پیروزی مقاومت مردم غزه بر رژیم غاصب صهیونیستی در جریان جنگ 22 روزه در سال 1387؛ رهبر انقلاب اسلامی، جهاد مردم غزه را عامل رسوایی «آمریکا و رژیم صهیونیست و حامیان آنان و سازمان ملل و منافقان امت اسلامی» دانسته و در دیدار امسال دانشجویان و دانش‌آموزان با اشاره به جنایات علیه مردم غزه، درباره‌ واکنش مزورانه‌ آمریکایی‌ها فرمودند: «مأمور آمریکایی گفت من از جوانی با جنگ مخالف بودم... [وقتی‌] صدها کودک را در غزّه قطعه‌قطعه می‌کنند و صهیونیست‌ها با کمال قساوت و بی‌رحمی به زن و کودک و بچّه و بزرگ و پیر و جوان رحم نمی‌کنند، اینها حتّی اخم هم نمی‌کنند! ... بارها آمریکایی‌ها -رؤسای بزرگشان- اظهار کردند که اسرائیل حقّ دفاع از خودش را دارد. یعنی ملّت فلسطین حقّ دفاع ندارد».

مرگ بر امریکا   مرگ بر اسرائیل    مرگ بر انگلیس



  



نوشته شده در تاریخ 95/10/30 ساعت 10:55 ص توسط سیدمهدی ملک الهدی



آیت‎الله جوادی آملی: بانک‌های ربوی خون مردم را می‌مکند

 
 حضرت آیت‎الله عبدالله جوادی آملی،در درس خارج تفسیر خود در مسجد اعظم در تفسیر سوره مبارکه ذاریات گفت: ما موظفیم نگذاریم کسی در جامعه فقیر باشد، دین اجازه نمی‎دهد در جامعه فقیر باشد، مرحوم صاحب وسائل حدیثی ذکر می‎کند مبنی بر این‎که اگر کسی مقروض شد و نتوانست قرض خودش را بدهد، حکومت اسلامی موظف است که دین و قرض او را بدهد، مثلا اگر کسی مورد تحریم قرار گرفت و مقروض شد، بر حاکم اسلامی است که این قرض را ادا کند.

وی افزود: اگر کسی با دلیل ورشکست شد و کم آورد و کوتاهی نکرده بود، او را نمی‎شود دستبند زد و به زندان برد، غرض این است که دین همین که آمده گفته که نباید در جامعه فقیر باشد، در همه کشورها کمک به محرومین وجود دارد، از واشنگتن تا تاشکند و از تاشکند تا واشنگتن کمک به محرومان و بی‎بضاعتان همه جا وجود دارد، به بی‎بضاعت و افتاده کمک کردن یک کار عاطفی است و همه آن را دارند، اما این را دین نگفته، بلکه گفته است که کمر فقر را باید بشکنید و با فقر مبارزه کنید، اشتغال ایجاد کنید و کمر فقر را بشکنید.

مفسر برجسته قرآن کریم با قرائت آیه «وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ»، اظهار کرد: فقر را هم فقر گفتند چون کمرشکن است و اگر کمرِ یک ملتی شکسته باشد، چگونه می‎تواند اقتصاد مقاومتی داشته باشد، ما با این‎که فارسی هستیم و فرهنگ ما یک فرهنگ قوی است، باز هم نمی‎توانیم آیه را با الفاظ مختلف ترجمه کنیم، به همین دلیل قرآن کتاب مبین است، ملت فقیر یعنی ملتی که ستون فقراتش شکسته باشد و دیگر قدرت قیام ندارد، کسی که دست و جیبش خالی است، فقیر است، این آیه در مکه نازل شد و در مکه زکات و خمس نبود، این آیه به طور کلی اشاره می‎کند که نباید فقیر در جامعه وجود داشته باشد، این دین نمی‎گذارد کسی فقیر باشد.

وی با قرائت آیه «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَ?ئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» از سوره اسراء، ادامه داد: اگر از چشم و از گوش سؤال می‎شود از حال فقرا هم سؤال می‎شود، «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته»، این کتاب بسیار زیبا است و بسیار شیرین است، این‎که اهل‎بیت(ع) وقتی به قرآن می‎رسند به قرآن با تمام وجود مشتاق هستند، همین است، باید حضرت بیاید تا قرآن را تفسیر کند.

حضرت آیت‎الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: اهل‎بیت(ع) در برابر قرآن این همه خضوع می‎کنند، ای کاش به ما می‎گفتند هر شب قرآن به سر داشته باشید، آن روز در جاهلیت و نه در شرق و نه در غرب این حرف‎ها بود، الان در سوره ذاریات سخن از این است که اگر می‎خواهید بهشت بروید باید در مالتان سهمی برای فقرا داشته باشی، این غیر از خمس و زکات است، چون هنوز حکومت تشکیل نشده است، این قرآن بوسیدنی نیست؟ فرمود متقی کسی است که اجازه ندهد در اطرافش کسی فقیر باشد.
وی با اشاره به این‎که در جامعه اقتصاد زیربنا نیست و اعتقاد زیربنا است، اظهار کرد: اعتقاد به اقتصاد سامان می‎دهد، وگرنه اگر اعتقاد نباشد می‎شود نظام کمونیستی که مثل آدم‎برفی آب شد، نه کودتا و نه جنگ و نه شورشی بود، همه هم تعجب کردند، آمریکا و اسرائیل هم امیدواریم این طور شود، هیچ کس فکر نمی‎کرد اتحاد جماهیر شوروی از بین برود، اصل اعتقاد است و در کنار اعتقاد، اقتصاد است، دین گفت هم خودت روپا باش و هم نگذار دیگران ستون فقراتشان شکسته شود، آن بانک‎های ربوی را قرآن دیوانه می‎داند و می‎گوید او مخبطانه حرکت می‎کند و خون مردم را می‎مکد، قرآن یک چیز تازه آورده است، همیشه تازه است و الان هم تازه است.

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه اظهار کرد: از وجود مبارک امام صادق(ع) پرسیدند که ما همیشه سال‎ها است قرآن می‎خوانیم ولی خسته نمی‎شویم؟ فرمودند شما تا به حال شده است که من الان شصت سال است که هر روز آفتاب را می‎بینم و آیا از آفتاب خسته شدم؟ این نه کهنه می‎شود و نه خستگی دارد، هر روز تازه است و هر روز پیام دارد و هر روز قابل نورگیری است، این ربا را دیگران تیزهوشی و زیرکی می‎دانند و قرآن آن را کار مخبطانه عنوان می‎کند، در صورت عمل به قرآن ما نه کارتن‎خواب خواهیم داشت و نه فقیر خواهیم داشت و نه دیگر زندان‎های ما پر خواهد بود.


  



نوشته شده در تاریخ 95/10/30 ساعت 10:10 ص توسط سیدمهدی ملک الهدی


سنای امریکا


سفر "تولسی گابارد" عضو دموکرات کنگره آمریکا به سوریه در شرایط کنونی این کشور، سفری کم سابقه محسوب می شود. پایگاه اینترنتی "فارن پالیسی" چهارشنبه اعلام کرد سفر گابارد که نماینده هاوایی در مجلس نمایندگان آمریکا است و در سال 2004 در چارچوب گارد ملی هاوایی در عراق حضور داشت در روزهای اخیر صورت گرفته اما خبر آن منتشر نشده بود.
 
سخنگوی رسمی گابارد، با اشاره به ادامه این سفر دوره ای برای جمع‌آوری اطلاعات در سوریه و لبنان، از بیان این که گابارد با بشار اسد رییس جمهور سوریه دیدار کرده است یا خیر، خودداری کرد.
 
وی افزود: "گابارد معتقد است که باید در این سفر با افراد و گروه های مختلف دینی، فعالان امور انساندوستانه، پناهندگان و مسئولان دولتی سوریه دیدار کند".
 
این نماینده دموکرات که از مخالفان تغییر نظام و ایجاد منطقه پرواز ممنوع  در سوریه است، پیشتر پیشنهاد تصویب قانون پایان جنگ غیر قانونی در سوریه و پایان دادن به کمک به گروه‌های مخالف بشار اسد را مطرح کرده بود.
 
وی ژانویه گذشته اعلام کرد: "باید از امکانات محدود خود برای بازسازی شهرهای خودمان استفاده کنیم نه این که به جنگ های خارجی دامن بزنیم."
                         وی نوامبر گذشته با دونالد ترامپ رییس جمهور منتخب آمریکا در برج وی در نیویورک، دیدار کرد.


  



نوشته شده در تاریخ 95/10/30 ساعت 10:7 ص توسط سیدمهدی ملک الهدی


وزیر زن با دامن کوتاه در دیدار با سران سعودی! +عکس

روزنام? الموندو، چاپ اسپانیا، نوشت منابع وابسته به سفارت اسپانیا در ریاض گفته اند قبل از ورود وزیر زن اسپانیایی، دربار? پوشش او با مسئولان سعودی هماهنگی شده بود و نباید آن را موضوعی «تحریک آمیز» یا «موهن» دانست. با وجود این، پوشش پونسلا انتقادهایی را در رسانه های عربستان برانگیخته است. 


این نخستین بار نیست که زنان سیاستمدار غربی پروتوکل های رسمی دربار? پوشش زنان خارجی را در عربستان نقض می کنند. چنان که وزیر دفاع آلمان که دسامبر گذشته به عربستان سفر کرد، با شلوار و بدون پوشاندن موهای خود به دیدار مسئولان سعودی رفت.


  



نوشته شده در تاریخ 95/10/30 ساعت 10:4 ص توسط سیدمهدی ملک الهدی


خبرگزاری فارس: شیطان چگونه در اموال و اولاد آدمی شریک می‌شود

پیامبراکرم (ص) فرمودند:

اِذا رَاَیتُم الرَّجُل لایُبالی ما قال و لا ما قِیلَ لَهُ فَهُوَ شِرکُ الشَّیطان ؛

هرگاه دیدید که مردی باکی ندارد که چه می گوید و چه درباره اش گفته می شود،چنین کسی شریک شیطان است.


(جهادالنفس،ح687)



  



نوشته شده در تاریخ 95/10/29 ساعت 10:32 ص توسط سیدمهدی ملک الهدی


 

     بحث "سبک زندگی" که حضرت آقا مطرح کرده اند، مصادیق بسیار زیادی دارد، که اطراف ما را احاطه کرده اند. البته مشکل اصلی، گزاره های وارداتی سبک زندگی است، که عمدتاً مارک غربی دارند!

     معمولاً هم این گزاره های زندگی، دارای استانداردهای دوگانه است! یعنی صادر کننده، یک فعل غلط و مضر را برای مردم سایر کشور ها تجویز می کند، در حالی که همان گزاره را در میان مردم

خود، نهی می نماید! دوست دارم به یک نمونه از آن اشاره کنم

     اگر از مباحث سیاسی سررشته داشته باشید (که الحمد لله در ایران، 75میلیون متخصص سیاسی داریم، ما هم یکیش  ) یکی از مؤلفه های قدرت در جهان، جمعیت است؛ به شرطی که به

درستی مدیریت شود

     مثلاً روزی بود که کشورهایی مثل چین، هند، مالزی، اندونزی و ... که عمدتاً به کشور های جنوب موسوم هستند، به دلیل انفجار جمعیت مشکلات عدیده ای داشتند. به گونه ای که حتی قادر به

تأمین نیازهای اولیه ی این جمعیت زیاد هم نبودند.

     به مرور زمان، که مدیریت آن کشورها اصلاح شد، مشاهده می کنید که از دلایل دست برترشان در مباحث گوناگون، و به خصوص مباحث اقتصادی، جمعیت ایشان هست.

بنا ندارم که بحث های جمعیت شناختی راه بیاندازم، چون  بلد نیستم،  می خواهم فقط به یک اشکال رایج در جامعه ی امروز ما اشاره کنم؛ مشکلی که به نظر من، سر در آبشخور دشمنان ما دارد!

حضرات قدر قدرتی که به امتیاز بزرگ جمعیت جوان، علم دارند، یک بازی شوم راه انداخته اند از این طرف در گوش زن غرب زده ی جهان سومی می خوانند که  تو مگه ماشین جوجه کشی هستی که

همش بچه به دنیا بیاوری؟برو به قر و فر خودت برس !!! "  (یعنی رسماً بشو یک مصرف کننده ی صرف(

     و از آن طرف، عروسک باربی حامله  را تولید می کنند که زنان خودشان را تشویق کنند تا بچه بیاورند و کشورشان را از بحران جمعیت و افزایش سالمندان نجات بدهند

منتها کدام عقل سلیمی هست که این ها را درک کند؟!!!

     من به سهم خودم، از آقا  مقام معظم رهبری که این نقیصه را تشخیص دادند، و خطر آن را گوشزد نمودند، و با بزرگواری، اشتباه خود را اعتراف، و از پیشگاه خدا و مردم، عذرخواهی نمودند ( الهی

که قربانش بشوم  )، تشکر می کنم.

     من به شخصه، چند سال پیش هم همین حرف ها را می زدم. اما معتقدترین افراد هم نظر من را رد می کرند. از وقتی ایشان وارد صحنه شده اند، دیگر کمتر مخالفت می شود.

در درستی اشاره ی ایشان، همین بس، که بلافاصله، بلندگوهای بیگانه به کار افتادند که:

 

" نه آقا، از این اشتباهات نکنید!!! جمعیت زیاد، امکانات می خواهد! شما که ندارید، فقیر می شوید ها یک وقت! گفته باشم!!! "

     آن وقت مخ آدم باید پاره سنگ داشته باشد که فکر کند، دل گرگ به حال گله سوخته است! این جاست که من می گویم استاندارد دوگانه! یعنی جمعیت برای ما بد هست، برای آن ها خوب! این

استاندارد دوگانه، مصادیق دیگری هم دارد که فعلاً کاری با آن ها نداریم. (مثل انرژی هسته ای، حقوق بشر، تروریسم و... ...)

     البته برخی هستند که به طور کلی با بچه داشتن مخالف نیستند، اما به آن، 2 اشکال دیگر دارند:

الف) معتقدند که بچه، هر چه کم تر ، بهتر!

ب) حالا چند سال اول زندگی را بدون بچه باشیم، بعداً!

     خوب هر دوی این اشکالات هم جواب خودشان را دارد، که من در این مجال کوتاه، به برخی اشاره می کنم:

راجع به تعداد فرزندان:

1- برخی معتقدند که کلاً تک فرزندی خوب هست، بدون اقامه کردن هیچ دلیلی؛

     برای این دوستان، عرض می کنم که حدیث داریم از پیامبر اکرم "صلی الله علیه و آله و سلم" که فرموده اند (نقل به مضمون): "ازدواج کنید و فرزند بیاورید، که من به زیادی (جمعیت) شما بر سایر

امت ها فخر می کنم . و دلم می خواهد یه سر بزنید به خانواده های تک فرزندی ببینید داخل این زندگی ها چه خبره معضل فرزند سالاری و تبدیل شدن والدین به یک دستگاه تولید کننده برای یک

مصرف کننده واحد ، ببینید چه فاجعه ای دارد رخ میدهد. بچه تبدیل شده به یک موجودی که با هیچ معضل رفاهی روبرو نیست هر چه بخواهد هست ، ببینید این موجود فردا و پس فردا و بعد از ورودش

به جامعه آمپر توقعش روی چند  میرود ...."

-2بچه زیاد باشد، فقیر می شویم:

 روزی دست خداست، و تعداد کم فرزندان، تضمین فراخ بودن روزی نیست. چرا که خداوند تصریح کرده است که "ما ایشان را روزی می دهیم." یک سوال یکی دو نسل قبل تر که خانواده ها همه بالای

5 فرزند داشتند با همه مشکلات مالی آخرش همه یا مهندس میشدند یا دکتر و معلم تاجر وخلاصه موفق بودند . چطور الان با این رفاه نسبی موجود در جامعه این وضع ما است . پس روزی کم ربطی

به زیاد بودن فرزندان ندارد.

2-2- اگر بچه زیاد باشد، درست تربیت نمی شوند:

     با این که به شدت مخالفم! اولاً، یکی از مهمترین عوامل تربیت صحیح، نان حلال است، که اگر در سفره ی خانه ای بود، احتمال کج روی فرزندان، بسیار کم می شود. در ضمن، بچه ها، آن طوری

بزرگ می شوند که ما هستیم، نه آن طور که دوست داریم باشند!

 

بنابراین، اگر ما خودمان را اصلاح بکنیم، تربیت ایشان هم اصلاح خواهد شد، و البته، بهترین تربیت، تربیت با عمل نیکو است. (کونوا دعاة الناس به غیر السنتکم/ مردم را به راه راست دعوت کنید، با

وسیله ای غیر از زبانتان -یعنی با عملتان

     مثال نقض هم که برای این اشکال فراوان هست. چرا که اکثر کودکان لوس، ننر و وابسته، کسانی هستند که تک فرزند بوده اند، و با محبت زیاد والدین، نتوانسته اند واقعیت های زندگی را بیاموزند.

رقابتی که بین فرزندان در یک خانواده به وجود می آید، یک محیط کاملاً کنترل شده است، که کودک، نحوه ی صحیح تعامل با دیگران را آموزش می بیند تا در جامعه از این تجربه ها استفاده نماید.

     در ضمن باید توجه داشت، که اگر در جامعه، تمامی دختران و پسران، همسر داشته باشند(که محال هست)، و هر کدام، 2 فرزند داشته باشند، تازه جمعیت کشور، ثابت می ماند. با توجه به این

که منابع کشور ما، بسیار بیش از نیاز جمعیت امروز است، بنابراین، یک سیاست معقول افزایش جمعیت متوازن، لازم است، که در آن صورت، باید میانگین تعداد فرزندان، بیش از 2 فرزند باشد. (که البته

بحث راجع به عدد دقیق آن، موضوع این بحث نیست، و من هم اطلاع دقیق ندارم).

راجع به زمان فرزند دار شدن:

عده ای از زوجهای جوان ، گمان می کنند که بهتر است تا چند سال اول زندگی، بچه دار نشویم،و اما چند اشکال عمده به نظر می رسد:

1- از کجا معلوم که من تا یک ساعت بعد از ازدواج زنده ماندم؟ چند سال که سهل است.

2- همین طوری که سن ازدواج بالا رفته است، حالا اگر با این شرایط، زمان بچه دار شدن را هم به تأخیر بیاندازیم، چند خطر افزایش می یابد:

الف- افزایش احتمال ناباروری.

ب- افزایش احتمال تولد کودک دارای مشکلات ژنتیکی، و نقص های مادرزادی جسمی و ذهنی.

ج- افزایش خطر های دوران بارداری برای مادران. و ...

3- ترس ناشی از بچه دار شدن ناخواسته، یکی از مشکلات بسیار مهمی است که این طرز تفکر دارد، و هیچ گاه زن و شوهر را رها نخواهد کرد. عوارض روش های شیمیایی و مکانیکی را هم اضافه بفرمایید.

4- با افزایش سن پدر و مادرِ فرزند، این مشکلات ممکن است پیش بیاید:

   الف: فاصله ی بین نسل ها افزایش یابد، و والدین، نتوانند فرزند خود را به خوبی درک کنند.

   ب: والدین، شور و شوق، و طراوت جوانی که برای نگهداری و تربیت فرزند نیاز دارند را از دست بدهند. (یا حداقل به علت افزایش سن، این شور و شوق کاهش یابد.)

   ج: فرزندان، زمان کوتاه تری، از نعمت پدر و مادر برخوردار بشوند. به هر حال، مرگ حق است، و اگر کسی در سن بالا فرزند دار بشود، دوران کوتاه تری را با او سپری خواهد کرد.

     البته ناگفته پیداست که روی سخن ما، با موارد استثناء، و کسانی که منع پزشکی دارند نیست، بلکه با کسانی است که بدون داشتن هیچ مشکل خاصی، فقط بنا بر پیروی کورکورانه از سبک

زندگی غربی، شانس خود را در داشتن یک زندگی خوب، و سهم خود را در ساختن آینده بهتر برای نسل آینده، فراموش کرده اند.

     خلاصه این که، ما باید سبک زندگی متناسب با موقعیت خودمان را به وجود بیاوریم. باید توجه داشته باشیم که کارهای فرهنگی دیربازده هست، و کار زیاد می برد. منتها همین الآن هم دیر شده است، و اگر خوب بجنبیم، حداقل نسل آینده را نجات داده ایم.

 

 

منبع : مدرسه علمیه زمانیه جهرم



  



نوشته شده در تاریخ 95/10/28 ساعت 8:49 ع توسط سیدمهدی ملک الهدی


 

بیش از یک دهه است که زندگی  در میان ما ایرانیان تغییرات اساسی کرده است،انگار که، مدرنیته بر قسمت عظیمی از ملت ما تاثیرات منفی را به بار  گذاشته است که ناگهان  رهبر معظم انقلاب از سبک زندگی اسلامی یاد می کنند،

باید به مساله ی سبک زندگی اهمیت بسیاری داد هرچند، اگر به معنویت هم اعتقاد نداشته باشیم ولی برای زندگی راحت و برخورداری از امنیت روانی و اخلاقی باز پرداختن به سبک زندگی اسلامی بسیار حائز اهمیت است.البته سبک زندگی ما به گونه ای تقلیدی تمام عیار از  ((لایف استایل)) غرب  شده است،البته این به خودی خود صورت نگرفته بلکه دشمن با ترفندهای بسیار، کار کرده است،و ما هم گرفتار آن شده ایم. «سبک زندگی» یا همان «لایف استایل» گرچه هردو در کلی‌ترین حالت اشاره به «الگو و شیوه‌ی زندگی» کردن می‌کنند«اما سبک زندگی در گفتمان رهبر معظم انقلاب » و «لایف استایل در نظریه‌ی اجتماعی معاصر غرب» بازمی‌گردد. البته با این تفاوت که سبک زندگی در نظر رهبر معظم انقلاب  ما در ابتدای راه است ولی لایف استایل غربی ها در پایان راه خود است زیرا آنها تمام راه های رسیدن به بهشت زمینی از قبیل لذت جنسی،تن آسایی،بی بند و باری،ثروتمندی،وتمام لذت های زمینی را امتحان کرده اند و به بن بست خورده اند.

امروزه استعمار واقعی قدرتها،سلطه ی فرهنگی است ،یعنی اگر کشوری بتواند آداب و رسوم،عادات،سبک زندگی کردن،وبعضاً در مرحله ی بالاتر زبان و خط خویش را  در ملتی نفوذ دهد،بر آن ملت مسلط حقیقی است.باید با نقشه ی راه رهبر معظم انقلاب از این فرهنگ مسموم غربی جان بِدَرْ بریم. ولی متاسفانه بعضی از مسولین ما صرفاً سبک زندگی را به خوردن آشامیدن و لباس پوشیدن معنی میکنند، در حالی که حضرت آقا سبک زندگی اسلامی را به عنوان «بخش حقیقی و اصلی تمدن نوین اسلامی»برشمردند به عبارت دیگر حضرت آقا دین اسلام را نه تنها در افق کشور بلکه در دید جهانی میبینند.

هم اکنون چه باید کرد؟از کجا باید شروع کرد؟الگو کیست؟چیست؟چگونه باید رفتارهایی که شبانه ـ روز در زندگی انجام می دهیم، تغییر دهیم؟

1-ابتدا از قرآن مجید شروع می کنیم سبک زندگی را باید منطبق با قرآن قرار  داد،خداوند بعضا در قرآن کریم مسائل بسیار مهمی را پیرامون زندگی سالم مطرح کرده اند، متاسفانه در بیشتر اوقات در کشور ما از قرآن برای سبک مردن استفاده میکنند،به زبان ساده تر بیشتر در طاقچه خانه هایمان در حال خاک خوردن است وبعد از مردن،فقط مردم کوچه و بازار صوتش را میشنوند.

2-سیره معصومین و انبیا نیز میتواند یکی دیگر از الگوهای زندگی کردن باشد،خوشبختانه کتاب های بسیار معتبری هم وجود دارد که از شیوه ی عطر زدن رسول الله تا شیوه چگونه راه رفتن و غذا خوردن و غیره...انبیا و معصومین وجود دارد.

3-الگلوی بعدی نیز میتواند شهدا و بعضی از این علمای ما باشند،که راه رسیدن به  معشوق حقیقی را بعضا یک شبه طی کردند،آن هایی که ذره- ذره زندگی شان بوی خدا رامیدهد و فقط برای رضای خداوند قدم بر میدارند،زندگی آنها نمونه ی کوچکی از زندگی انبیا و معصومین ماست،با این تفاوت که فقط در زمان معاصر ما این تجربه ی گرانقدر را بدست آورده اند.



  



نوشته شده در تاریخ 95/10/28 ساعت 8:47 ع توسط سیدمهدی ملک الهدی


این روز ها تقریبا جمعی را پیدا نمی‌کنی که یکی از دغدغه هایشان سبک زندگی نباشد، موضوعی که هم به واسطه اهمیت و تاثیر گذاری‌اش بر زندگی فردی و اجتماعی اعضای یک جامعه و هم به واسطه تاکیدات مقام معظم رهبری در سفر خراسان شمالی‌شان، مدتی است به یکی از مهمترین مباحث در حوزه مسائل فرهنگی تبدیل شده.

برای روشن‌تر شدن موضوع و تبیین تفاوت‌های سبک زندگی ایرانی اسلامی با لایف استایل غربی به مهندس احدیان مدیر عامل موسسه فرهنگی خراسان و سردبیر روزنامه خراسان رفتیم، مطلب پیش رو چکیده‌ای از مباحث ایشان پیرامون این مسئله است:

در زمین غیر بومی حرف بومی می‌زدیم!

در واقع آنچه را که رهبر معظم انقلاب در خراسان شمالی پیرامون سبک زندگی مطرح کردند، می‌توان یک نقطه عطف در مباحث نظری سبک زندگی دانست. دلیل این حرف هم این است که تا پیش از آنکه تحلیل ایشان از سبک زندگی صورت بگیرد، تصویری که از سبک زندگی در ذهن عموم افراد و کارشناسان شکل گرفته بود همان لایف استایلی بود که در نگاه و تفکر غربی تعریف شده است. و ما همان را گرفته بودیم و می‌خواستیم بومی‌اش کنیم، اما عملا کاری که ما می‌کردیم این بود که با تعریف آنها و در زمین آنها می‌خواستیم حرف جدید بزنیم! و خب این اشتباه ما بود که می‌خواستیم با تعریف غربی از سبک زندگی حرف بومی و دینی بزنیم.

این در حالی بود که با اتفاق جدید و تحلیلی که رهبری ارائه دادند، کلا تعریف و به قول معروف ماجرای سبک زندگی تغییر کرد.

جامعه به جای فرد، در سبک زندگی!

در آن مدل که ما اسمش را لایف استایل می‌گذاریم، آنچه که تعریف می‌شود و مورد توجه قرار می‌گیرد، عمدتا شیوه‌ها و رفتارهای فردی یک نفر در زندگی شخصی خودش می‌باشد.

 این که آن فرد چه چیزی بپوشد؟ چه چیزی بخورد؟ دکوراسیون منزل را چطور طراحی کند؟ چطور حرف بزند؟ و اینگونه مسائل.

این نگاه‌ها عمدتا فرد گرایانه بود، در حالی که در مدل سبک زندگی‌ای که الان مورد توجه قرار گرفته است کلا زمین بازی تغییر کرده است. دراینجا یک فرد هم در قبال رفتارهای فردی خودش و هم در قبال تعاملاتی که با جامعه دارد سبک زندگی‌اش را تعریف می‌کند. و در واقع آنچه تعریف می‌شود سبک زندگیِ جامعه یا سبک زندگیِ اجتماعی می‌باشد.

زمین بازی عوض شده‌است!

در اینجا این فرد یک نقش در قبال خودش دارد، اینکه چه بخورد، چگونه بپوشد و ... ولی خب همه ماجرا که این نیست، بلکه بر اساس آنچه که رهبری مطرح کردند و مصداق‌هایی که آوردند، می‌بینید که این بخش کوچکی از معادله است. بقیه معادله این است که این آدم نسبت به خانواده خودش چه مسئولیت‌هایی دارد؟ نسبت به پدر و مادرش، نسبت به فرزندان‌اش، نسبت به برادرش چگونه باید رفتار کند؟ سبک زندگی‌اش و آن روابط اجتماعی با همسایه‌ها باید چگونه باشد؟ یا روابط و سبک زندگی و روش زندگی در رفتار با زیر مجموعه‌اش چگونه باید باشد؟ مثلا شخصی که مسئول یک اداره است با مرئوسین خودش به تعبییرآقا باید چگونه رفتار کند؟ نسبت به بالا دستی و حاکمان باید چگونه رفتار کرد؟ این‌ها ادبیات و زمین بازی را کلا تغییر داده، نوع نگاه به سبک زندگی بر اساس این مسائل تغییر کرده‌است.

آن نگاه این بود که من باید چگونه زندگی کنم؟ با نگاه مادی گرایانه و اصلا فردی، اما اینجا گفته می‌شود من هم از نظر فردی و هم از نظر اجتماعی چه طور باید زندگی کنم؟ در واقع با یک افق و هدف گذاریِ متعالی تکالیفم نسبت به جامعه پیرامون‌ام چیست؟ و نه نگاه فردی و مادی گرایانه‌ام چیست؟

هم حق‌ها و هم تکلیف‌ها باید تعریف بشود!

خلاصه اینکه کلا زمین بازی عوض شده؟ البته در اینجا اگر ما می‌خواستیم در لایف استایل حرف بزنیم مشغول بازی در زمین آنها می‌شدیم و هر میزان که ما می‌خواستیم تغییرات ایجاد کنیم، نمی‌توانستیم تغییرات جذابتر از تعریف‌های غربی و مصداق‌هایی جداب‌تر از مصداق‌های آنها به جامعه خودمان ارائه کنیم. در نهایت تازه اگر هم می‌توانستیم و ارائه می‌کردیم و فرض کنید مثلا نوع پوشش‌مان را اسلامی‌تر می‌کردیم، اتفاقی که می‌افتاد این بود که اولا ممکن بود ما بازهم شکست بخوریم چون که تولیدات‌مان در رقابت با جذابیت‌های تولیداتی که آنها می‌کنند قابل مقایسه نبود و ثانیا فرض بر اینکه اتفاق می‌افتاد چه می‌شد؟ یک فردی را تربیت می‌کردیم و یک سبک زندگی ترویج می‌کردیم که این فرد در برابر خودش، خودش را مسئول بداند و خودش می‌خواهد با سبکی پیش برود، آیا نگاه دینی ما این است؟ یا مسئولیت‌های این فرد در برابر جامعه خودش و حق و تکلیف‌هایش باید تعریف بشود.

هم پیشتر و هم بیشتر از لایف استایل!

 نکته آخر هم این که اتفاقا در این زمینه، ما تولیدات بسیار زیادی هم داریم. اسلام پر از داده‌ها واطلاعات دقیق و حساب شده و جدی در عرصه‌های مختلف است. مثلا اینکه با پدر و مادرت چگونه رفتار کن، تربیت بچه‌ات چگونه باید باشد، چه طوری با کودکان رفتار کنیم، با همسر چگونه رفتار کنیم، حتی در مسائل زندگی شخصی مثلا اینکه چگونه لباس بپوشیم؟ به اندازه کافی حرف هست، در مورد اینکه که چه‌طور نسبت به حکومت، نسبت به همسایه، نسبت به قوانین و مقرارت اجتماعی رفتار کنیم. درباره تمام این‌ها حرف‌های خیلی بیشتر و پیش‌تر داریم. هم پیشتر و هم بیشتر از لایف استایل تعیین شده غربی حرف داریم.

خلاصه در یک جمله می‌توان گفت صحبت‌های رهبری در حوزه سبک زندگی تعریف جدیدی بود که زمین بازی رو عوض کرد. 

محمد سعید احدیان



  



نوشته شده در تاریخ 95/10/27 ساعت 9:23 ص توسط سیدمهدی ملک الهدی


 

 اعتیاد اینترنتی و اختلالات روحی وابسته به آن


در مورد شیوه ترک اعتیاد اینترنتی نیز باید گفت مهمترین راه چاره کنترل کمیت و کیفیت اتصال به اینترنت است .

همچنین مقید کردن فرد به برنامه زمان بندی شده برای اتصال به اینترنت و بیرون زدن از محیط مذکور از روش های ترک اعتیاد اینترنتی ذکر شده است . اما جالب است بدانید که اعتیاد روز افزون بسیاری از مردم کره جنوبی و به خصوص جوانان به اینترنت موجب شده دولت این کشور اردوهای ویژه ای را برای درمان معتادان اینترنتی برپا کند. این اردو که Jump Up Internet Rescue School نام دارد از امکانات ویژه ای برخوردار است.

جلسات مشاوره، کارگاه های درمانی و تمرینات سخت مشابه با اردوگاه های نظامی بخشی از برنامه های این مدرسه است. مدیر این مدرسه معتقد است به علت پیشرفت پرشتاب فناوری در کره، مردم این کشورهم پیش ازبسیاری از مردم دیگر نقاط جهان با پیامدهای منفی فناوری مواجه شده اند.



  




  پیام رسان 
+ امام صادق (علیه السلام) فرمودند: در روز قیامت، از هر دروغى بازخواست مى‏شود، مگر از سه مورد: یکى این که شخصى که در حال جنگ،[ دشمن را ] فریب دهد، این دروغ از او برداشته مى‏شود؛ دوم هنگامى که دروغ باعث «اصلاح ذات البین» (حل اختلاف و ایجاد صلح و آشتى بین دو مسلمان) شود و....[5]

+ س?ال: آیا می شود گاهی بنا به مصلحت دروغ گفت؟ جواب: دروغ از گناهان کبیره است و مصلحت اندیشی موجب رفع حرمت نمی شود، بلی مواردی استثناء شده که در کتب اخلاقی مذکور است.

+ دروغ ادعای باطلی است که گوینده، عمداً آن را به عنوان حقیقت بیان می‌کند. دروغ‌گویی معمولاً به منظور کلاه‌برداری یا فریب یا جلوگیری از وضعیتی که برای دروغگو نامطلوب است، رخ می‌دهد. دروغ می‌تواند باعث بی‌اعتمادی شود.

+ دروغ از گناهان کبیره در اسلام محسوب می‌گردد. در روایتی از معصوم گناهان بزرگی چون دزدی و زنا ذکر شده که ممکن است مومن در حالتی دچار آن گردد(و توبه کند)، اما دروغ گویی با مسلمانی قابل جمع نیست.

+ غیبت، بدگویی، تهمت، افترا، زخم زبان، حسادت، خیانت، کینه، تمسخر، اهانت، پرونده سازی و هر چیزی که به آبروی مسلمان لطمه بزند، از مصادیق حق الناس و مظلمه های شخصیتی است که متاسفانه در جامعه فراوان یافت می شود و عامل بسیاری از بدبختی ها است.

+ امام صادق علیه السلام فرمودند: «المومن اعظم حرمه من الکعبه: حرمت مومن از حرمت کعبه بالاتر است. » (بحارالانوار، ج 64، ص 71) به راستی چه کسی به خود جرأت می دهد کعبه را خراب یا به آن اهانت کند؟ پس چگونه است که با وجود بالاتر بودن حرمت مومن از حرمت کعبه به آسانی مورد توهین، تخریب و جسارت قرار می گیرد ...؟!

+ جان انسانها در فرهنگ دینی محترم است؛ تا جایی که قرآن کریم قتل یک انسان را معادل قتل تمام انسانها می داند. اگر به کسی آسیب بدنی وارد شود مظلمه به حساب می اید و علاوه بر ضرورت جبران و پرداخت خسارت (دیه) در بعضی موارد قصاص و حلالیت طلبیدن ضرورت دارد وگرنه عذاب قیامت را در پی خواهد داشت.

+ حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «اَمّا الظّلم الّذی لا یُترکُ، فَظلمُ العباد بَعضُهُم بعضاً؛ امّا ظلمی که بخشوده نمی‌شود ظلمی است که بعضی از بندگان خدا بر بعض دیگر می‌کنند». (نهج البلاغه، خطبه 175 )

+ امام صادق ـ علیه السّلام ـ درباره حق مؤمن بر مؤمن سؤال شد، آن حضرت فرمود: «... اَیْسَرُ حَقٍّ مِنها اَنْ تُحبُّ لِنفْسِکَ و تَکْرهُ لهُ ما تَکرَهُ لِنَفْسِکَ...؛ کم‌ترین میزان حقوق برادرت بر تو آن است که آنچه را برای خودت دوست می‌داری برای او نیز دوست بداری و آنچه را برای خودت نمی‌پسندی، برای او نپسندی.»

+ حق الناس فقط زدن جیب مردم نیست?? گرفتن پاکی چشم و قلب مردان و نابودی تعهد و عشق بین همسران همه حق الناس هایی‌ست که به واسطه بی حجابی و دلبریهای خیابانی و مجازی برگردن ماست??




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ